محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6581

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كه گذرگاه تنگ باشد و جريان تند شود و چون كشتى وارد نهر مىشود فرو رود و برون كشيدن آن آسان نباشد . موفق بگفت تا آن دو برج را ويران كنند كه همه آن روز را در آن كار كردند ، سپس عملگان [ 1 ] بازگشتند و روز بعد براى ويران كردن باقيمانده بيامدند و ديدند كه فاجران همانشب آنچه را ويران شده بود به حال اول برده‌اند . پس بگفت تا دو ارابه در دو كشتى نهند و در نهر ابو الخصيب جاى دهند و لنگرهاى [ 2 ] آن را بيفكنند تا مستقر شود ، جمعى از كشتيبانان را بر آن گماشت و بگفت تا دو برج را ويران كنند . ارابه داران را بگفت تا هر كس از ياران خبيث را كه به شب يا روز براى تجديد بناى برج بيايد با تير بزنند كه فاجران از نزديك شدن به آن محل خود - دارى كردند و از آن بازماندند . گماشتگان به برداشتن سنگها پرداختند تا آنچه را مىخواستند بسر بردند و راه رفت و آمد كشتىها در نهر وسعت گرفت . در اين سال فاسق از غرب نهر ابو الخصيب به شرق آن رفت و از هر سوى آذوقه از وى ببريد . سخن از وضع سالار زنگيان و ياران وى و كارشان پس از انتقال به غرب دجله گويند : وقتى موفق منزلهاى سالار زنگيان را ويران كرد و بسوخت وى به منزلهايى كه در نهر ابو الخصيب بود پناه برد و در منزلى كه از آن احمد بن موسى ، معروف به قلوس ، بوده بود جاى گرفت و عيال و فرزندان خويش را در آنجا به دور خويش فراهم آورد و بازارهاى خويش را به بازارى به نام ابو الحسين نزديك محلى كه بدان پناه برده بود انتقال داد در اين وقت كارش سخت ، سستى گرفت و زوال كار وى

--> [ 1 ] كلمهء متن : العمال . [ 2 ] كلمهء متن : الاناجر ، جمع النجر ، معرب لنگر .